الان وسط جنگل توی تراس روی تخت وسط مه و بارون نشستم و دارم کاست های قدیمی ابی رو گوش میدم و فکر میکنم.....
به دوستام ....به آیندم.....به درس و دانشگاه..... تازه ۳ روزه که امتحانام تموم شده ........جاتون خالی 2 هفته صبح تا شب فقط درس بود......
تا حالا 20 ساعت توی 1 روز درس نخونده بودم ..... فکر کن 5 شنبه امتحان افتاتیک داری ...4 شنبه صبح ساعت 6 شروع کردم تا 4 صبح 5 شنبه .....یاد پیش افتادم......البته ما پیش هم درس نخوندیم .... یادمه خرداد ماه قبل از کنکور میانگین روزی 4 ساعت میخوندم.....
داشتم میگفتم .....نشسته بودم فکر می کردم ...... دچار یه سر در گمی شده بودم.....یه حس غریبی داشتم....
یادتونه توی نوشته قبلی گفتم : "گاهی برای زندگی کردن کمی هم باید مرد" ......
حالا میگم: "کمی هم باید کر و کور و نفهم شد" ........
یه وقتایی بهتره نبینی..........یه وقتایی بهتره نشنوی.......یه وقتایی بهتره نفهمی
بهتره نبینی که نزدیک ترین کسانت با هات چی کار میکنن
بهتره نشنوی که نزدیک ترین کسانت پشت سرت چی می گن
بهتره نفهمی که آدما چقدر راحت بند رو آب میدن و ذاتشون رو به نمایش میزارن
داشتم به پدرم میگفتم که چرا آدمای دورمون توی امتحاناشون انقدر ساده شکست میخورن.......
جواب داد: خوش حال باش که نزدیکانت رو به همین سادگی میشناسی.....امروزی که مسائل ساده تر و هزینه ها کمترن .....
کریس دی برگ
There are those who think that love comes with a lifetime guarantee,
But we know from those around us that this may not always be,
Well, that was me, and I have seen the light that shines for eternity,
Because I learned to say the words “I love you”;
So many hearts have been broken by the lies of history,
And so many arms are steel open for that final mystery,
We must show respect for all the rest and what a man believes,
هستند کسانی که فکر می کنند عشق به اندازه ی یک عمر ضمانت دارد
ولی ما، با توجه به اطرافیانمان، می دانیم که این چیزی نیست که همیشه ماندگار باشد،،
خب، این من بودم؛ و من نوری را که تا ابد می درخشد دیده ام،
چرا که گفتن عبارت «دوستت دارم» را آموختم؛
قلبهای بسیاری با دروغ های تاریخ شکسته اند،
و بازوان بسیاری هنوز در انتظار آخرین راز، گشوده اند،
ما باید برای دیگران و آنچه که یک انسان باور دارد، احترام قائل شویم،





